در بازارهای شلوغ مراکش، کوچههای پر ازدحام قاهره و بازارهای پرجنبوجوش بیروت، غذاهای خیابانی عربی یک سمفونی فرهنگی به حساب میآیند، غذای خیابانی در کشورهای عربی نه فقط راهی ارزان برای سیر شدن، بلکه نقشهای از تاریخ، جابجایی جمعیت و اقتصاد خرد به حساب میآید. این خوراکهای دستفروشی، از قاهره تا رباط، تجمعی از مزهها و روایتهاییاند که سیاست، اقتصاد و آداب روزمره را منعکس میکنند.
غذاهای خیابانی عربی تجسم تاریخ غنی این منطقه هستند که تحت تاثیر میراث عثمانی، پارسی، بربری و مدیترانهای قرار گرفتهاند و ترکیبی از ادویههای جسورانه، سبزیجات تازه و مواد اصلی مانند نخود، عدس و نانهای تخت را ارائه میدهند. از فلافل پُرپروتئین تا کنافه خیسشده در شربت، این خوراکیهای ارزان و قابل حمل، پنجرهای به زندگی روزمره، پیوندهای اجتماعی و حتی فواید سلامتی برای گیاهخواران و همهخواران باز میکنند.

جوهره فرهنگ غذاهای خیابانی عربی: بیش از یک وعده غذایی
فرهنگ غذاهای خیابانی در جهان عرب بر پایه دسترسی و تنوع، شکوفا میشود. فروشندگان اغلب از چرخدستیهای ساده یا کبابپزها استفاده میکنند تا وعدههای تازه و گرم سرو کنند که مواد محلی و مسیرهای تجاری تاریخی را هم منعکس میکنند. نخهای مشترک در تمام غذاهای خیابانی در کشورهای عربی شامل استفاده از ادویههای معطر مانند زیره، سماق، پاپریکا و زعتر (مخلوطی از آویشن، کنجد و سماق) همراه با مواد اصلی مانند روغن زیتون، طحینه و سسهای مبتنی بر ماست است.
بسیاری از غذاها به طور طبیعی گیاهی یا وگان هستند و بر حبوبات که سرشار از پروتئین و فیبر هستند تکیه دارند و همین باعث میشود این غذاها برای افرادی که به سلامت توجه دارند، ایدهآل باشد. با این حال، دوستداران گوشت از کبابهای گریلشده و شاورما لذت میبرند که اغلب با سیر، لیمو و سبزیجات مزهدار میشوند.
چارچوب کلی غذاهای خیابانی کشورهای عرب: چهار قلمرو و چهار منطق طعمی
برای فهم بهتر، بازار غذای خیابانی جهان عرب را به چهار قلمرو تقسیم میکنیم؛ مغرب (شمال آفریقا)، شام (سوریه، لبنان، اردن، فلسطین)، دره نیل (مصر و سودان) و شبهجزیره عربی (خلیج و یمن). هر قلمرو روی مواد خامِ متفاوت، الگویِ طبخ مخصوص و الگوهای مصرفی جداگانهای تکیه دارد. این تقسیمبندی عملیاتی به ما اجازه میدهد الگوها را شناسایی و تغییرات محلی را نسبت با اقتصاد شهری و گردشگری مشخص کنیم:
- غذاهای خیابانی منطقه مغرب: غذاهای خیابانی منطقه مغرب با خمیرهای لایهای، ادویههای بربری و شیرینیهای عسلدار شناخته میشوند و بیشتر بر وعدههای صبحانه و عصرانه تمرکز دارند. در این منطقه تاکید بر دسترسی سریع به غذا و استفاده از مواد اولیه محلی است؛ رویکردی که نقش مهمی در تقویت اقتصاد گردشگری ایفا میکند.
- غذاهای خیابانی منطقه شام: غذاهای خیابانی منطقه شام با نان تخت، مزههای گیاهی و تعادل میان گوشت و سبزیجات شناخته میشوند. خوراکهای خیابانی لبنان، سوریه و فلسطین تا حد زیادی از همین الگو پیروی میکنند. در این منطقه، غذا فقط برای سیر شدن نیست؛ بازارهای محلی، فضایی اجتماعی دارند و خوردن غذا اغلب بهانهای برای دور هم بودن مردم است.
غذاهای خیابانی دره نیل: غذاهای خیابانی دره نیل بیشتر بر حبوبات و کربوهیدراتهای سیرکننده مثل کوشاری و فول تکیه دارند و بخش مهمی از غذای روزمره مردم شهرها را تشکیل میدهند. این منطقه نمونهای روشن از الگوی «حجم بالا با قیمت پایین» در شهرهای پرجمعیت است. - غذاهای خیابانی خلیج/شبهجزیره: غذاهای خیابانی خلیج و شبهجزیره بیشتر بر پایه برنج، هریس و خوراکهای گوشتیِ ادویهدار هستند و ریشه در سنتهای کوچنشینی و آیینی دارند. این غذاها معمولا در مناسبتهای مذهبی مثل ماه رمضان رونق میگیرند و بهدلیل هویت فرهنگی مشخص، ظرفیت بالایی برای معرفی و حتی صادرات دارند.
این چارچوب نه تنها طعمها را توصیف میکند، بلکه پیامدهای اقتصادی مانند سرمایهگذاری در فودتراکها یا برندسازی محلی را برجسته میسازد.

شمال آفریقا: ادویههای جسورانه و نانهای لایهای
صحنهٔ غذاهای خیابانی شمال آفریقا از مراکش، الجزایر و تونس گرفته تا فراتر از آن، ریشه در فرهنگ بربری دارد و ردپای تاثیرات اندلسی را هم حتی میتوان در آن دید. خوراکیهای خمیری، خورشهای تند و نوشیدن چای نعناع از عناصر شاخص این فضا هستند. در این منطقه، اقتصاد غذا بهشدت با گردشگری گره خورده است؛ جایی که غذاهای خیابانی نهفقط برای سیر کردن، بلکه بهعنوان جاذبهای فرهنگی برای گردشگران خارجی عمل میکنند.
غذاهای خیابانی مراکش
با مسمن (Msemmen) یا رغایف شروع کنید؛ نانهای تخت و لایهای که با کره تا میخورند و روی گریل ترد میشوند. این نانها با عسل روی آن یا با مغز پنیر، از محبوبترین گزینههای صبحانه در مدیناهای مراکشاند. اگر بهدنبال غذایی مقویتر هستید، حریره را امتحان کنید؛ سوپی غلیظ از گوجهفرنگی و عدس که با نخود، سبزیجات و گاهی گوشت پخته میشود و در ماه رمضان گرما و انرژی دوباره به جان میدهد.
خوراک مرق را هم نباید از دست داد؛ سوسیسهای تند تهیه شده با گوشت گاو یا بره که گریل میشوند و داخل نان، همراه با هریسا (خمیر فلفل تند) سرو میشوند. یا سراغ بریوات (Briouat) بروید؛ شیرینیهای مثلثیِ پرشده با گوشت، پنیر یا سبزیجات که تا رسیدن به رنگ طلایی سرخ میشوند. این غذاهای خیابانی با سرمایه اولیه کم، گردش اقتصادی بالایی در بازارهای گردشگری مراکش ایجاد میکنند.
غذاهای خیابانی تونس
لبلبی (Lablabi)، سوپی غنی از نخود با سیر و زیره، تکههای نان تستشده را به خود جذب میکند و غذایی ساده اما پرانرژی است. بریک یک خوراکی چشمنواز است: خمیری نازک که با سیبزمینی، جعفری و اغلب تخممرغ خام یا تن ماهی پر میشود و سرخ میشود تا زرده جاری شود. برای شیرینجات هم بمبالونی (Bambalouni) را امتحان کنید؛ دوناتهایی پوشیده از شکر، یا مقرود، کوکیهای سمولینا پرشده با خرما و مغز که در عسل خیس میشوند. این خوراکیها اغلب در بازارهای سنتی فروخته میشوند و نقش مهمی در اقتصاد خرد محلی دارند.
غذاهای خیابانی الجزایر
کارانتیکا (یا گرانتیتا)، نوعی کاستاردِ تهیهشده از آرد نخود و تخممرغ است که ریشه در شهر اوران دارد و معمولا با هریسا و زیره سرو میشود. محجّب هم شبیه یک کرپِ پرشده است؛ خمیر سمولینا که با پیاز، گوجهفرنگی و فلفل پر میشود، تا میخورد و روی تابه میپزد. این غذاهای خیابانی قیمت پایینی دارند (اغلب کمتر از ۲ دلار) و در عین سادگی، ارزش تغذیهای بالایی ارائه میکنند؛ بهویژه بهدلیل استفاده از نخود بهعنوان منبع پروتئین گیاهی. همین ویژگیها آنها را به بستری مناسب برای برندسازی محلی تبدیل کرده است.
منطقه شام: پیچیدههای گیاهی و گوشتهای گریلشده
در منطقه شام، غذاهای خیابانی ترکیبی از نانهای تخت، سبزیجات تازه و سسهای لبنی هستند که هم سبک و قابلحملاند و هم تجربهای اجتماعی از خوردن را فراهم میکنند. شاورما، فلافل، مناقیش و کبه نمونههایی از این خوراکیها هستند که با طعمهای متعادل از سماق و طحینه، مرز بین غذای سریع و گریلشده را محو میکنند و نقش مهمی در زندگی روزمره و تعاملات محلی ایفا میکنند.
غذاهای خیانی منطقه شام (لبنان، سوریه، اردن و فلسطین)
شامل لبنان، سوریه، اردن و فلسطین است؛ قلمرویی که غذاهای خیابانیاش ریشه در میراث عثمانی دارند و بر سه محور میچرخند: نان تخت، سبزیجات تازه و سسهای لبنی. این ترکیب باعث شده غذاها هم سبک و قابلحمل باشند و هم برای خوردن در بازارها و فضاهای اجتماعی ایدهآل. در شام، غذای خیابانی فقط «سریعخور» نیست؛ بخشی از تعامل اجتماعی، گفتوگو و زندگی روزمره است.
غذاهای خیابانی لبنان
در لبنان، شاورما بازیگر اصلی صحنه است: مرغ یا گوشت گوساله مرینیتشده که روی سیخ عمودی برشته میشود و داخل نان پیتا با سس سیر، خیارشور و طحینه سرو میشود. کنار آن، فلافلِ تردِ نخودی با جعفری و گشنیز و مناقیش (نان تختی شبیه پیتزای کوچک با زعتر، پنیر یا گوشت) ریتم صبح تا شب خیابان را میسازند. شیشتاوک (Shish taouk)، سیخ مرغ ماستخوابانده با لیمو و سیر، مرز بین غذای خیابانی و گریل جدی را محو میکند. شاورما در لبنان نمونه موفق همگرایی ذائقه عثمانی و مدیترانهای است و بههمین دلیل قابلیت بالای جهانیشدن دارد.
در سوریه و فلسطین، این الگوهای غذایی با عمق طعمی بیشتری ادامه پیدا میکنند. کبه -کروکتهای بلغورِ پرشده با گوشت ادویهدار – یکی از نمادهای کلاسیک غذای خیابانی در این منطقه است. مسخّن فلسطینی، با نان تابون و مرغ برشتهای که با سماق، پیاز فراوان و روغن زیتون طعمدار شده، نمونهای روشن از نقش ادویههای ترش در ایجاد تعادل میان چربی و مزه بهشمار میآید. در بخش شیرینیها، کنافه نابلسی با ترکیب پنیر کشسان و شربت معطر، فراتر از یک دسر خیابانی است و بهعنوان سرمایهای فرهنگی و حتی کالایی صادراتی شناخته میشود.
غذاهای خیابانی در اردن
در اردن، با وجود آنکه منسف غذای ملی و آیینی بهشمار میآید، نسخههای سادهتر و خیابانیِ آن هم رواج پیدا کردهاند. با این حال، شاورما و فلافل همچنان انتخابهای غالب هستند و مناقیشِ زعتر بهعنوان گزینهای گیاهی، سریع و مقرونبهصرفه این فضا را کامل میکند. در سراسر منطقه شام، منطق طعمی کمابیش ثابت است: سماق ترشی و توازن میآورد، طحینه چربی را تعدیل میکند و نان تخت، غذا را قابلحمل و اشتراکی میسازد. این خوراکها ذاتا برای خوردنِ جمعی طراحی شدهاند، اغلب با تبوله یا سالادهای ساده سرو میشوند و نقشی فراتر از سیر کردن، در اقتصاد محلی و زندگی اجتماعی ایفا میکنند.
دره نیل: کربوهیدراتهای سنگین و حبوبات
در مصر و سودان، غذاهای خیابانی کمهزینه، پرانرژی و مبتنی بر غلات و حبوبات باستانیاند که دقیقا با ریتم شلوغ شهرهای بزرگ هماهنگ شدهاند. کوشاری، فول مدمس و طعمیه نمونههایی هستند که با حجم بالا و قیمت پایین، هم سیرکننده و هم مقیاسپذیرند. در خلیجفارس، غذاهای خیابانی بر اساس سنت کوچنشینی طراحی شدهاند: پرادویه، پرانرژی و مناسبتمحور؛ هریس، مرتبیک، مچبوس و مشکّک با ادویههای گرم و گوشتهای گریلشده، طعمی از بیابان را در قلب شهرها بازتولید میکنند.
غذاهای خیابانی در مصر و سودان
مصر و سودان بر غذاهای خیابانیِ پرکننده، کمهزینه و مبتنی بر غلات و حبوبات باستانی تکیه دارند؛ الگویی که دقیقا برای ریتم خشن و پرتراکم شهرهای بزرگ طراحی شده است. این قلمرو نمونه کلاسیک «اقتصاد مردمی غذا» است: حجم بالا، قیمت پایین، سیرکنندگی حداکثری و دسترسی همگانی.

غذاهای خیابانی مصر
در مصر، کوشاری ستاره بیرقیب خیابان است؛ ترکیبی هوشمندانه از برنج، عدس، ماکارونی، نخود، سس گوجهفرنگی و پیاز سرخشده ترد که با حداقل هزینه، حداکثر کالری و انرژی را تامین میکند. فول مدمس (لوبیای چشمبلبلی آهستهپز شده با روغن زیتون، زیره و لیمو) پایهی صبحانهی شهری است و معمولا با نان بلدی سرو میشود. طعمیه، نسخهی مصری فلافل، با لوبیای چشمبلبلی تهیه میشود و بافتی سبزتر، سبکتر و پفدارتر دارد. هاواوشی نیز با پر کردن نان از گوشت چرخکردهی ادویهدار و پخت ترد، مرز بین غذای خیابانی و وعدهی کامل را از بین میبرد.
کوشاری چیزی فراتر از یک غذای خیابانی است؛ نمونهای روشن از یک مدل اقتصادیِ «حجم بالا–قیمت پایین» که برای شهرهای پرجمعیت با تقاضای روزانه طراحی شده و بهراحتی قابلیت مقیاسپذیری دارد. در مجموع، غذاهای خیابانی این قلمرو را میتوان نیروگاههای وگاندوست دانست: سرشار از فیبر و پروتئین گیاهی، با انرژی پایدار و هزینه تولید پایین. همین ویژگیها آنها را به گزینهای استراتژیک برای بازارهای گیاهخواری و مصرفکنندگانِ حساس به بودجه تبدیل میکند.
شبهجزیره عربستان: غلات ادویهدار و گوشتها
در عربستان سعودی، امارات، عمان و کشورهای خلیج، غذاهای خیابانی مستقیما از منطق زندگی کوچنشینی میآیند: غذاهای قوی، پرادویه و سیرکننده که برای تامین انرژی در اقلیم سخت طراحی شدهاند. این قلمرو ذاتا مناسبتمحور است و در ماه رمضان به اوج مصرف میرسد؛ همین ویژگی آن را به زمین بازی ایدهآل برای کسبوکارهای فصلی و منوهای محدود زمانی تبدیل میکند.
در عربستان سعودی و امارات، هریس نقش غذای آرامبخش را دارد؛ فرنیای از گندم و گوشت که ساعتها آهستهپز میشود تا بافتی کرمی پیدا کند و معمولا با گی تکمیل میشود. مرتبیک، پنکیکهای لایهدار پرشده با گوشت یا تخممرغ، پاسخ خیابان به نیاز غذای سریع و پرکالری است. مچبوس، برنج ادویهدار با مرغ یا ماهی، بازتابی خلیجی از منطق بریانی است. در کنار اینها، شاورما و فلافل همهجا حاضرند، اما با چرخشهای بومی؛ از ادویههای گرمتر گرفته تا گزینههایی مثل کباب شتر.
در عمان، مشکّک امضای خیابان است: قطعات گوشت مزهدارشده با سیر و کاری که روی زغال گریل میشوند و طعم دودی غالبی دارند. در بخش شیرینیجات هم، لقیمات، توپهای خمیر سرخشده و غوطهور در شربت خرما، نقش پایانبندی فوری و محبوب را بازی میکند. بهطور کلی، غذاهای خیابانی خلیج با حضور پررنگ خرما، هل و ادویههای گرم، حافظه بیابان را در قالبی شهری و مصرفمحور بازتولید میکنند.

غذاهای خیابانی عربی، فرامنطقهای و پیچشهای مدرن
برخی غذاها در جهان عرب مرز نمیشناسند. حمص (دیپ کرمی نخود و طحینه) از شام تا مصر امتداد یافته و به یک زبان مشترک مزه تبدیل شده است. بابا غنوش، با بادمجان دودی و طحینه، این خانواده را کامل میکند. در انتهای طیف، شیرینیهایی مثل بسبوسه (کیک سمولینا) و باقلوا (خمیر فیلو پر از مغز) نقش پایانبندی استاندارد وعدهها را دارند و بهراحتی با ذائقههای مختلف سازگار میشوند.
در مقیاس جهانی، غذاهای خیابانی عربی موتور الهام فیوژنهای معاصر هستند: از تاکوهای فلافل گرفته تا کاسههای شاورما که منطق خیابان را به فرمهای مدرن منتقل میکنند. همزمان، موج سلامتمحور این غذاها را بازطراحی کرده است؛ نسخههای هوا-سرخشده مصرف روغن را کاهش میدهند و پروتئینهای گیاهی، تجربه کباب را بدون گوشت بازتولید میکنند. نتیجه، آشپزیای است که هم ریشهدار میماند و هم مقیاسپذیر؛ آماده برای بازارهای جهانی بدون از دست دادن هویت.

جایگاه نان در غذاهای خیابانی
در جهان عرب، نان همیشه فراتر از غذا بوده است؛ سنگبنای بقا، شاخص عدالت اجتماعی و ضربان سیاست. در بسیاری از کشورهای عربی، واژه «نان» با واژه «زندگی» هممعناست. در مصر، نان «عیش» نام دارد؛ یعنی «زندگی». این تصادفی نیست، قرنها نان بهتنهایی تعیین میکرد که جامعه در آرامش است یا آستانه انفجار.
در دوران عثمانی، افزایش قیمت نان بارها موجب شورشهای شهری شد. مردم باور داشتند که دولت باید نان ارزان تضمین کند، چون نان فقط غذا نبود؛ بلکه وظیفه حاکم بود. همین ذهنیت به دوران معاصر منتقل شد. در دهههای اخیر، کاهش یارانه نان در مصر، تونس و حتی اردن موجهای عظیم اعتراضی ایجاد کرده است.
نانِ عربی (از نان تابهای لبنانی تا خبز مصری و نان تنوری مراکشی) بُعد دیگری هم دارد: نقش روزمره در هویت غذایی. صبحانه لبنانی بدون مناقیش معنا ندارد، مثل اینکه صبحهای قاهره بدون خبز بلدی چیزی کم داشته باشد. نانواییها قلب محلهها را تشکیل میدهند؛ جایی که نسلها، بدون آنکه بدانند، در حال تداوم تاریخاند.
وقتی غذاهای خیابانی عربی را بررسی میکنیم، متوجه میشویم که ۷۰ درصد آنها روی نان سوارند. از شاورما تا فلافل، از کباب تا ساندویچهای خیابانی. نان، قابِ روایت خیابان است. خیابان بدون نان، فقط آسفالت است؛ ولی با نان، تبدیل به صحنه زندگی میشود.

شاورما؛ جهانیشدنِ یک غذای خیابانی عربی
شاورما یکی از چند غذای خیابانی جهان است که میتوان گفت «جهانی» شده؛ همانند پیتزا و سوشی. اما این جهانیشدن از کجا آغاز شد؟ در حقیقت، ریشههای شاورما به تکنیکهای آشپزی عثمانی بازمیگردد؛ همان جایی که کباب ورقهای عمودی شکل گرفت و کمکم به مناطق عربی گسترش یافت.
اگر شاورما امروز در برلین، استانبول، دبی، پاریس و حتی سائوپائولو خورده میشود، دلیلش مدل مهاجرتی جهان عرب است. مهاجران سوری، لبنانی و فلسطینی بعد از جنگها و بحرانها، چرخهای شاورمای خود را به شهرهای جهانی بردند و تلاش کردند نسخههای محلی ارائه دهند. همین سازگاری تدریجی باعث شد شاورما صدها نسخه پیدا کند: نان عراقی، سس سیر لبنانی، ادویه شام، مرغ مصری، نسخه پاریسی با سیبزمینی سرخکرده.
شاورما تبدیل به برندِ مشترک یک منطقه شده؛ نماد ذوق خیابانی و انعطافپذیری فرهنگی. نکته مهم این است که جهانیشدن شاورما هویت آن را از بین نبرده؛ بلکه گسترش داده است. این غذا حالا یک اکوسیستم است. زنجیرههای فستفود، استارتاپهای دلیوری، فودتراکها، و حتی رقابت محتوا در فضای مجازی.
شاورما یعنی خیابان عربی، اما جهانی. یعنی تاریخ عثمانی، اما مدرن. یعنی سفرهای کوچک، اما گسترده روی نقشه دنیا.

فلافل؛ جنگ روایتها میان مصر، لبنان و فلسطین
فلافل یک غذای ساده است؛ گلولهای از نخود یا باقلا که در روغن سرخ میشود. اما پشت این سادگی، جنگ روایتها، کشمکش هویت و رقابت فرهنگی نهفته است. مصر آن را «تامیا» (به انگلیسی: Ta’ameya) مینامد و ادعا میکند نخستین سازنده آن بوده. در برابر، لبنان و فلسطین فلافل را بخشی جداییناپذیر از هویت غذایی شام میدانند.
این جنگ روایتها البته یک نکته کلیدی دارد: هر سه روایت درستاند. فلافل در سه نسخه بزرگ شکل گرفته است نسخه مصری با باقلا، نسخه لبنانی فلسطینی با نخود، و نسخه سوری با ادویه تندتر. هر نسخه متناسب با آبوهوا، زراعت و ذائقه مردم آن منطقه است.
اما چرا فلافل مهم است؟ بهخاطر «دموکراتیک» بودنش. فلافل غذای فقراست، غذای کارگران، دانشجویان و حتی کارمندان. همیشه ارزان بوده، سیرکننده بوده و در هر محله پیدا میشود. همین ماهیت مردمی باعث شده فلافل در جنبشهای اجتماعی، در ادبیات، حتی در کارزارهای طنز اینترنتی ظاهر شود.
فلافل فقط غذا نیست؛ دیالوگ است. دیالوگ میان مصر و شام. میان گذشته و حال. میان فرهنگ محلی و بازار جهانی.

جامعالفنّا؛ میدانِ زنده مراکش
اگر کسی بخواهد بفهمد «غذاهای خیابانی» در جهان عرب چگونه زندگی میکنند، باید یک شب در میدان جامعالفنا بگذراند. این میدان مثل یک تئاتر بزرگ است؛ جایی که صدا، نور، بو و حرکت با هم آمیخته میشوند. غرفههای کباب، حلزون پخته، چای نعناع، ساندویچهای محلی، شیرینیهای مراکشی و موسیقی زنده کنار هم یک تجربه واحد خلق میکنند.
جامعالفنا فقط یک میدان نیست، مدرسه فرهنگ شفاهی است. مردمقصهگو، هنرمندان خیابانی، دلقکها و مغازهداران در آن نقشآفرینی میکنند. غذا در این میدان فقط خوردن نیست؛ «تماشا کردن» هم هست. این میدان نشان میدهد چگونه خیابان میتواند محصول فرهنگی تولید کند.
پژوهشهای شهری در مراکش نشان میدهد که میدان جامعالفنا نقشی اقتصادی بسیار گسترده دارد؛ از ایجاد صدها شغل مستقیم و غیرمستقیم گرفته تا رونق گردشگری، صنایع وابسته و حتی شکلگیری بازار محتوای دیجیتال. این الگو را میتوان یکی از قدیمیترین و موفقترین نمونههای «اکوسیستم غذا و فرهنگ» در جهان عرب دانست.
جذابیت گیاهخواری در غذاهای خیابانی عربی
غذاهای عربی بهطور طبیعی ظرفیت عظیمی برای گیاهخواری دارند. فلافل، حمص، تبوله، باباغنوج، مجدّره، مناقیش زعتر، فول مدَمّس… همه اینها بدون هیچ تغییر مهمی در رژیم گیاهی قرار میگیرند. همین ویژگی باعث شده بازار گیاهخواران (بهویژه در لبنان، اردن، مراکش و امارات) در سالهای اخیر رشد کند.
در شهرهای بزرگی مثل دبی، رقابت میان فودتراکها برای ارائه گزینههای گیاهی پررنگتر شده است. برندهای غذایی در حال بازتعریف منوهای خود هستند، چون میدانند مسافران غربی، گردشگران آسیایی و حتی نسل جدید عربها بیشتر به سمت غذاهای کمگوشت یا کاملا بدون گوشت گرایش دارند.
نکته مهم اینجاست که غذاهای گیاهی عربی «ساختگی» یا محصول ترندهای جدید نیستند؛ بلکه کاملا ریشهدار و طبیعیاند. برخلاف بسیاری از کشورهای غربی که ناچارند غذاهای گیاهی را بازآفرینی کنند، این نوع خوراک از ابتدا در فرهنگ غذایی عربی وجود داشته است. همین پیشینه، یک مزیت رقابتی بزرگ برای صنعت غذا به شمار میآید؛ چه در بازارهای محلی و چه در عرصه جهانی.
اقتصاد خیابانی؛ قدرت پنهان چرخدستیها
اقتصاد خیابانی موتور خاموش شهرهای عربی است. میلیونها نفر از طریق غذاهای خیابانی امرار معاش میکنند: غرفهداران، نانواها، آمادهسازها، توزیعکنندگان، تامینکنندگان مواد اولیه و حتی رانندگان تاکسیهای اطراف بازار.
در بسیاری از شهرهای عربی، مغازه خیابانی اولین مرحله راهاندازی یک کسبوکار است. هزینه کم، ریسک پایین، و گردش مالی سریع باعث شده غذاهای خیابانی اولین پله کارآفرینی باشند. به همین دلیل بسیاری از برندهای بزرگ مواد غذایی خاورمیانه، کار خود را از یک غرفه یا چرخدستی آغاز کردند.
اقتصاد خیابانی یک مزیت دیگر هم دارد: «دسترسی». خیابان همیشه نزدیک مردم است؛ همیشه در مسیر زندگی. این نزدیکی ارزش اقتصادی تولید میکند؛ چون تصمیم خرید در لحظه رقم میخورد. هرچه جریان ترافیک انسانی بیشتر شود، سود غرفه بالاتر میشود.
برای سیاستگذاران، چالش اصلی تنظیم کردن هوشمند است؛ نه سختگیری افراطی و نه رهاسازی کامل. الگوی موفق، مدلی است که هم بهداشت و نظم را تضمین کند و هم توان و پویایی اقتصادی این بخش را تضعیف نکند.

دسرهای خیابانی جهان عرب؛ شیرینیهایی که تاریخ با خود حمل میکنند
شیرینیهای خیابانی عربی دنیایی از طعم و نماد هستند. کنافه نابلسی، بسبوسه مصری، لقیماتِ خلیجی و چباکیه مراکشی هرکدام تاریخچه مذهبی، فصلی یا اجتماعی دارند. بسیاری از این دسرها با رمضان، عیدها و مراسم خاص پیوند خوردهاند.
کنافه شاید مشهورترینشان باشد؛ رشتههای نازکِ کرهای با پنیر کشدار که روی آتش کاراملی میشود. این دسر، از نابلوس تا استانبول، نماد جشن و شادی است. لقیمات در خلیج فارس غذای خیابانی کلاسیک رمضان است—توپهای کوچک خمیر که در شربت شیرین فرو میروند.
این دسرها علاوه بر طعم، یک ویژگی کلیدی دارند: «نمایشپذیری». یعنی برای توریستها جذاباند؛ چون فرآیند پخت مقابل چشم انجام میشود. همین امر آنها را به منبع ارزش فرهنگی و اقتصادی تبدیل کرده.
مهاجرت و شکلگیری مدل خلیج فارس
خلیج فارس طی ۵۰ سال گذشته آزمایشگاه زنده مهاجرت غذایی بوده است. دبی، کویت و دوحه بهخاطر حضور میلیونها کارگر خارجی، به مخلوطی از آشپزی عربی، جنوب آسیایی، آفریقایی و ایرانی تبدیل شدهاند. نتیجه چیست؟ فودتراکها، فودکورتها، برندهای خیابانی چندملیتی.
در دبی، یک فلافلفروشی کنار یک غرفه فیلیپینی، یک شاورمای لبنانی و یک کباب ایرانی قرار میگیرد و همه موفقاند. این تنوع باعث شده «هویت غذایی خلیج» چیزی فراتر از عربی باشد: یک مدل هیبریدی جهانی.
مهاجرت، ذائقه مردم را تغییر داده و رقابت را بالا برده. امروز هر برند خیابانی در خلیج باید بخشهایی از ذائقه آسیایی و غربی را هم پوشش دهد؛ وگرنه از بازی عقب میافتد.
نان تخت؛ رمز مشترک میان فرهنگهای عربی
نانهای تخت (مانند مناقیش، محجّب، خبز تنوری) در تمام کشورهای عربی نقش هویتی دارند. این نانها انعطافپذیر، ارزان و مناسب خیاباناند. فروش آنها آسان است و برای حملونقل نیاز به تجهیزات پیچیده ندارند. همین سه ویژگی باعث شده پایه بسیاری از غذاهای خیابانی باشند.
مناقیش زعتر مثال معروفی است؛ نانی نازک با مخلوط زعتر، سماق و روغن زیتون. صبحانه لبنانی بدون آن کامل نیست. در الجزایر، نان محجّب نقش مشابهی دارد؛ نان پرشده با سبزیجات یا گوشت که در تابه پخته میشود. این نانها هم خوراک خانگیاند، هم غذای خیابانی.
نان تخت، زبان مشترک فرهنگ غذایی عربی است؛ زبانی که همه مردم منطقه آن را میفهمند.

مردمنگاری خیابان؛ غذا بهمثابه هویت روزمره
غذاهای خیابانی فقط محصول نیستند «ملاقات» هستند. ملاقات میان فروشنده و رهگذر، میان طبقات اجتماعی، میان مردانه و زنانه، میان سنت و مدرنیت. خیابان صحنهای است که مردم از طریق غذا هویت خود را بازی میکنند.
در میدانهای تونس، میبینید که زنان فروشنده نان و شیرینی نقش مهمی در اقتصاد خانواده دارند. در قاهره، غرفههای فول و طعمیا محل گفتوگوی روزانه طبقات پایین و متوسطاند. در بیروت، شاورمافروشیها پاتوق نسل جواناند. این تنوع رفتاری، تصویر واقعی فرهنگ عربی است نه آن چیزی که در رسانهها نمایش داده میشود. غذا روایت است؛ روایت مردم.